امروز پنج شنبه 3 تیر 1400
English
آثار محدود موسیقایی با موضوعات ملی چون «خلیج فارس»
شاهین فرهت؛ آهنگساز «پوئم سمفونی خلیج فارس» گفت‌: در ایران پیرامون موضوعات اساطیری، ملی، آیینی و مذهبی اثر موسیقایی محدود ساخته‌ایم.

 

شاهین فرهت؛ آهنگساز «پوئم سمفونی خلیج فارس» گفت‌: در ایران پیرامون موضوعات اساطیری، ملی، آیینی و مذهبی اثر موسیقایی محدود ساخته‌ایم.

 به گزارش مرکز گردشگری علمی-فرهنگی دانشجویان ایران (ISTTA) به نقل از ایکنا، شاهین فرهت متولد سال ۱۳۲۶ موسیقیدان و آهنگساز مطرح کشور؛ کارهای بسیاری در سبک موسیقی کلاسیک تصنیف کرده است. یکی از این کارها که به صورت کنسرت هم اجرا شده سمفونی شماره ۹ به نام «خلیج فارس» است. به همین منظور درباره این اثر با این استاد موسیقی به گفت‌وگو نشستیم.

شاهین فرهت پیرامون اینکه این کار از کجا شکل گرفت و در ابتدا چطور بود، توضیح داد: من از بچگی به نمادهای ایران مثل طبیعت، کوه‌ها و دریاهای آن علاقمند بودم و اولین چیزی که نظر مرا جلب کرد کوه دماوند بود. از زمانی که در نوجوانی شروع به آهنگسازی کردم، دوست داشتم برای این نمادها کاری بنویسم که بعد از چند سال پشیمان نشوم و بگویم ای‌کاش الان نوشته بودم و از این کاری که نوشتم بعداً خودم راضی باشم. بنابراین اولین کاری که به نظرم رسید بنویسم راجع به دماوند بود. هر وقت به طرف شمال می‌رفتم من را مانند یک مغناطیس جذب خودش می‌کرد و میخکوب می‌شدم. اولین کار در ارتباط با نمادهای ایران سمفونی شماره ۶ به نام دماوند است.
 
 دو سال بعد از آن یکی از دوستان آهنگساز به من گفت تو برای کوه دماوند کار نوشتی چرا برای دریای خلیج فارس نمی‌نویسی. من هم ایده‌هایی داشتم پیرامون این موضوع و بعد از آن بلافاصله شروع به نوشتن کردم و کار پیش رفت. ابتدا خواستم به نوعی حالت دریا از کمال آرامش تا کمال خشونت را تداعی کنم. دینامیک این موضوع یعنی پستی و بلندی‌های آن مرا خیلی جذب کرد. آثار دیگری را که پیرامون دریا نوشته شده مانند سمفونی شماره ۳ مندلسون، دریا اثر دبوسی و... را می‌شناختم و به آن‌ها توجه کردم. به هرحال کار با موفقیت طی شد و از سمت صدا و سیما حمایت شدم و آن‌ها هم درخواست داشتند که اگر ممکن هست قطعه آوازی در یک قسمت داشته باشد که بعد به آن افزودم.
 
این آهنگساز پیرامون قسمت‌های مختلف این کار توضیح داد: این سمفونی سه قسمت دارد؛ قسمت اول کاملاً به فرم سونات و یک سمفونی کامل است و شعر ندارد. در قسمت‌های دوم و سوم، شعر بسیار جالبی آقای کاکایی سرودند که از جهت شعری زیبا و ملی بود. این دو قطعه را من برای خواننده باریتون نوشتم. کار در کمال خوبی پیش رفت و اجرای بسیار خوبی را هم به رهبری آقای لوریس چکناواریان کردیم. این کار پس از چاپ در محافل مختلف پخش شد و خیلی هم مورد توجه قرار گرفت و چندین بار تجدید چاپ شد. این اثر سمفونی شماره ۹ به نام خلیج فارس است.
 
این آهنگساز برجسته در ادامه پیرامون پرداختن به چنین موضوعات ملی، میهنی و آئینی افزود: در آن زمان کاری هنوز به این صورت نوشته نشده بود اما بعداً چند جا به نام خلیج فارس کار نوشته شد که باید گوش کرد و مقایسه کرد. این موضوع را هم اگر در تاریخ موسیقی از زمان باروک نگاه کنیم از دوران باخ و سپس دوره کلاسیک آهنگسازانی چون هایدن، موتزارت، بتهوون و شوبرت تا دوره‌ مدرن؛ اینکه پیرامون موضوعات اساطیری، ملی، آئینی و مذهبی آثار موسیقایی نوشته شود کاملاً یک اتفاق جا افتاده‌ای است. ما در ایران پیرامون موضوعات اساطیری، ملی، آیینی و مذهبی اثر موسیقایی کم داریم. علت این امر به این دلیل است که موسیقی ساختن به صورت علمی یا تدوین شده و هنری به صورت موسیقی سمفونیک یا موسیقی کلاسیک باشد در ایران اتفاق تازه‌ای است. برای مثال زبان فارسی زبان شعری ما است و ما در شعر پیشرفت بسیاری کردیم و شاعران بزرگی داشتیم اما در موسیقی این مسئله کمی جدید است. از این منظر پرداختن به این موضوعات بسیار تاثیر دارد؛ هم تاثیر میهنی و هم تاثیر جهانی و برای موسیقی کشور ارزش و اعتبار می‌آفریند. البته پرداختن به این موضوعات مدتی است که شروع شده ولی بسیار کم است. هستند استادانی که در این حوزه کار می‌نویسند اما نکته مهم این است که باید مورد حمایت‌های مادی قرار بگیرند تا این کارها اجرا بشود و در دسترس علاقمندان قرار بگیرد. در غیر این صورت خیلی از این موسیقی‌های سبک می‌آیند و جای آن‌ها را می‌گیرند. به هرحال این‌ موسیقی‌های کلاسیک در فرهنگ موثر است و همانطور که شعر حافظ و سعدی همیشه در قلب ما است، آثار بزرگان موسیقی هم می‌تواند همیشه در قلب مردم باشد.
 
وی در پایان پیرامون قرابت این اثر موسیقایی با نام خلیج فارس گفت: موسیقی به صورت صرف هیچ چیزی را به جز خودش را بیان نمی‌کند و با دینامیک خودش است. اگر من بگویم در قسمت اول این خروش دریا را با فراز و نشیب‌ها بیان می‌کند شما آن را حس می‌کنید.  اما هرکس حس خود را دارد و به قول مولانا هرکسی از ظن خود شد یار من. ارزش موسیقی هم به همین است که یک چیز را به صورت قابل لمس بیان نمی‌کند. به همین دلیل است که موسیقی تنها هنری است که در اذهان هرکدام از ما به یک نوعی می‌نشیند اما در دیگر هنرها اینطور نیست. وقتی کلام بیاید و راجع به موضوعی که مورد نظر هست صحبت ‌کند صددرصد کمک‌کننده است. به هرحال امیدوارم که دوباره این کار اجرا شود و مردم برای گوش دادن آن حضور پیدا کنند.